Archive for ژوئیه 2010

h1

عشق و نسبتاً چهارم نیوتن…

ژوئیه 31, 2010

تو

 نخواستی به وجود بیاید…

                  من

 نمی خواهم از بین برود..

                             او

می گوید به دیگری منتقل خواهد شد..

h1

یکی از عشق می لافد، یکی طامات می بافد..

ژوئیه 17, 2010

 مصادر یک خاطره… یکسال گذشت..

یکی:

دروغ گفتن، راه افتادن، تاکسی سوار شدن،فکر کردن، جواب تلفن دادن، پیاده شدن، ملاقات کردن..

اون یکی:

خانه مرتب کردن، فکر کردن، تلفن کردن، ملاقات کردن..

هر دو:

دست دادن، راه رفتن، رستوران رفتن، صحبت کردن، پیتزا خوردن، راه رفتن، فکر کردن، بله گرفتن، میوه خریدن، با احتیاط وارد شدن، نشستن، کتاب خواندن، دوش گرفتن، در آغوش کشیدن، سوسک کشتن، خوابیدن، و خوابیدن!، بوسیدن، بوئیدن، لمس کردن، خندیدن، بوئیدن، بوسیدن،گوشی جواب دادن،  ادا درآوردن، گوشی زنگ خوردن، جواب دادن، گریه کردن، چای خوردن، سیگار کشیدن، سیگار کشیدن، بوسیدن، به اینترنت وصل شدن، موزیک گوش دادن، حرف زدن، نگاه کردن، لمس کردن، بوسیدن، بوییدن، قهر کردن،چای خوردن، شعر خواندن، خندیدن!!، خوابیدن! بیدار شدن، بوییدن، بوسیدن، …، خرید رفتن، فکر کردن، غذا پختن، غذا خوردن، چای خوردن، فکر کردن، نگاه کردن، نگاه کردن.. لباس پوشیدن، نگاه کردن، آرایش کردن، از کوچه جیغ شنیدن، بیرون رفتن، آمدن، بوسیدن، بدرقه کردن، رفتن..

یکی:

جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن،  جاماندن، جاماندن، جاماندن،

 جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن، جاماندن،…

اون یکی:

باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن،

 باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، باور نکردن، ….

دم نوشت: هر گونه تشابه در اسامی و مصادر رویدادها کاملاً تصادفی می باشد…

«اگر می خواهی باورت کنم باید رنج ببری»

h1

ژوئیه 12, 2010

برای صابر؛

من بی قرارم..

تاب ندارم.. برای والسی که تو با درد داری…

و این انتظار کشنده ی لعنتی..

من تاب ندارم
برعکس تو،
که وجودت مثل پاندول
میان هستی و نیستی
تاب می خورد»…

می ترسم از روز مبادا..

مبادا روزی  

که آرزوی بخشیدن «کلیه»

مبادا شود.. مثل دیگر آروزهای پاکم 

و نبودنت سوزشی باقی بگذارد

در  قبلم
            برای ابد..

دم نوشت: برای دوستی که بزرگی و وسعت قلبش، آنقدر زیاد است که تنش تحمل وجود کلیه نامی رادر وجودش نداشت.. برای بازیابی سلامتیش دعا می کنیم..

h1

بر هر نعمت شکری واجب!!

ژوئیه 6, 2010

» و خداوندی که خانه ی خالی 90 متری مرا ، با ترکاندن یک لوله آب مبله کرد. . .»