Archive for مِی 2010

h1

بدون شرح…

مِی 31, 2010

اخیراً دو بار فهمیدم زنده ام..

          یکی وقتی خیلی گشنه ام شد..

            یکی وقتی خیلی تشنه ام شد..

هنوز هم.. بوی سیب می آید..

h1

محبوب (3)

مِی 25, 2010

پیرامونم تاریک است

از وقتی چشمانت نیست…

h1

هبوط…

مِی 24, 2010

 

من زان خودم هرآنچه هستم هستم…

 

دم نوشت: مفهوم کلی هبوط برداشته شدن قوانین از شخص و قرار گرفتن در محیطی با قوانین محدودتر است ، دقیقتر و جزیی تر آن

عقيده ستاره شناسان قديم هر يک از سيارات داراي سه حالت شرف و هبوط و وبال است . اين حالات بستگي به بروج دوازده گانه فلکي که به منزله خانه سيارات ميباشند دارد بدين معني که سيارات در بعضي از اين بروج حالت شرف و در بعضي ديگر حالت هبوط و در پاره اي وبال که به فارسي پتياره گويند، دارد. شرف علو شان و تسلط و کمال تاثير ستاره است و ستاره در اين حالت مانند پادشاه مقتدر ومعزز و نامبرداري است که بر تخت سلطنتش تکيه زده و در کمال قدرت و توانايي است . نوزاداني که در هنگام شرف يکي از ستارگان زاده شوند، داراي طالع نيکو و مبارک مي باشند و در زندگاني سعيد و خوش بختند. اما هبوط،مقابل شرف است و در اين حالت ، ستاره تباه و فرومايه گشته و مانند مردي است که در خانه اش در بدترين حالتها بسر برد. کساني که در حالت هبوط ستاره اي زاده شده باشند نامبارک و بدطالعند. (دهخدا)

h1

باقی بقایتان…

مِی 17, 2010

و السلام…

h1

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد . .

مِی 13, 2010

قسمت می دهم

      به

       «صبح شب نشینانت»

که این خم  و راست شدن ها را..

        بگذاری به پای عبادتت!

و این سی و چهار،  سی و سه  و  سی و چهار  بار را ..

   به حق آنکه هرگاه که می خواهم

          از تو تهی شوم

                        ویران می شوم …

دم نوشت:   عبادت جز خدمت به خلق نیست               به تسبیح و سجَاده و دلق نیست

h1

درد بی دردی علاجش آتش است….

مِی 5, 2010

عمه جان؛

افسوس که دچار غم انگیزترین درد عالمم..

             دردی که تا مغز استخوان را می سوزاند..

درد نتوانستن!

افسوس که ناتوانم..

            با دستان خالی و چشمانی نگران..

و گاهی که

فکر می کنم به روزهای غصه دارت

تنها یک چیز فرو می نشاند

بی قراریم را

» آیا خداوند (مهربان) برای بنده خویش کافی نیست؟ «

«سوره زمر آیه 36»

h1

محبوب (2)

مِی 1, 2010

مذهب من

    چشمان تو ست

      آنگاه که

                  برق شادی از رهایی می زند..